رفتی ,مقدمه ,آنکه ,دلیل ,باشی ,مقدمه رفتی ,باید دلیل ,دلیل محکمی



پدرم.....مادرم


یک روز بی مقدمه رفتی . 

بی مقدمه ،

 بی آنکه حتی قبلش هم حرف رفتن زده باشی ،

 یا حتی مشکلی داشته باشیم ،

باید دلیل محکمی می داشتی که اینگونه ، 

بدون اینکه حتی مدیریت بحران اعلام کند و یا روزنامه ها از رفتنت چیزی بنویسند ، 

رفتی . 

باید دلیل محکمی داشته باشی که اینگونه ، 

دست هایم را یتیم کرده ای . 

بی مقدمه رفتی و سجده ها و الغوث الغوث های من طولانی تر شد و انگار خدا بای اهمیت تر . 

تو رفتی ،

تو بی آنکه به فکر غربت آغوشم در هوای سرد باشی ،

تو بی آنکه بدانی چقدر مرا به قاصدک ها بی اعتماد و بی آنکه حتی بدانی تمام مرا بردی ، رفتی ،

 بی مقدمه رفتی . 

چراغ خانه که نه ،

 چراغ دلم بودی ،

 که خاموش شدی .. 

باید دلیل قانع کننده ای برای این بی مقدمه رفتنت بیاوری ، 

خودت هم میدانی ،

 این همه نیامدن ، عادی نیست .. 



یاد همه پدر مادرای

سفر کرده بخیر

منبع اصلی مطلب : درخت بهشتی
برچسب ها : رفتی ,مقدمه ,آنکه ,دلیل ,باشی ,مقدمه رفتی ,باید دلیل ,دلیل محکمی
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

آینا گروه : دلنوشته